جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
linearly
01
به صورت خطی, در یک خط مستقیم
in a straight line or in a sequence
مثالها
The gears in the machine rotated linearly, transferring motion in a straight path.
چرخدندههای ماشین خطی میچرخیدند، حرکت را در مسیری مستقیم انتقال میدادند.
درخت واژگانی
linearly
linear
line



























