جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Artifact
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
artifacts
مثالها
The pottery shard, an artifact from the early settlers, was carefully preserved for future study.
تکه سفال، یک دستساخته از نخستین ساکنان، برای مطالعه آینده به دقت حفظ شد.



























