جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Abstractionist
01
نقاش انتزاعی, آبسترهگرا
a painter of abstract pictures
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
abstractionists
abstractionist
01
انتزاعی, غیر فیگوراتیو
focusing on shapes and forms rather than realistic representation
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
حوزه
art, style, representation
مثالها
His abstractionist style challenged conventional views of art.
سبک انتزاعی او دیدگاههای متعارف هنر را به چالش کشید.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
abstractionist
abstraction
abstract



























