جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Laddie
01
پسربچه, پسرک
an affectionate and informal term used to refer to a young boy
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
laddies
مثالها
The proud father watched his laddie score his first goal in the soccer match.
پدر مغرور تماشا کرد که پسرکش اولین گل خود را در مسابقه فوتبال به ثمر رساند.



























