جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Laddie
01
پسربچه, پسرک
an affectionate and informal term used to refer to a young boy
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
laddies
مثالها
The wee laddie helped his grandfather tend to the sheep on the farm.
پسر بچه به پدربزرگش در مراقبت از گوسفندان در مزرعه کمک کرد.



























