جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درد زایمان
زایمان شامل انقباض رحم برای به دنیا آوردن نوزاد میشود.
کارگران ساختمانی ساعتها کار سخت زیر آفتاب سوزان انجام دادند.
*گله موش کور
یک کلونی از موشهای کور تونلهایی در سراسر باغ حفر کردند.
کار, نیروی کار
کار ساعات کوتاهتر و محیطهای کاری امنتر را طلب میکند.
کار, تلاش
او به خاطر کارش در سازماندهی رویداد مورد تحسین قرار گرفت.
وزارت کار, اداره کار
وزارت کار دستورالعملهای جدیدی برای شیوههای استخدام منصفانه صادر کرد.
حزب کارگر, حزب کارگر بریتانیا
حزب کارگر با تمرکز بر رفاه اجتماعی در انتخابات پیروز شد.
کار سازمانیافته, جنبش کارگری
کار برای درخواست دستمزد بالاتر اعتصاب سازماندهی کرد.
تلاش کردن
علیرغم احساس خستگی، او به کار در باغ ادامه داد تا زمانی که تمام علفهای هرز از بین رفتند.
زایمان کردن, در حال زایمان بودن
او صبح زود شروع به زایمان کرد.
درخت واژگانی



























