جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Knucklehead
01
احمق, نادان
a foolish or stupid person
Dialect
American
informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
knuckleheads
مثالها
He 's a lovable knucklehead who always forgets where he put his keys.
او یک احمق دوستداشتنی است که همیشه فراموش میکند کلیدهایش را کجا گذاشته است.



























