kin
kin
kɪn
کین
/kˈɪn/

تعریف و معنی "kin"در زبان انگلیسی

01

خویشاوند, هم‌خون

a person's family and relatives
kin definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
kin
مثال‌ها
His kin live in the countryside, far from the city.
خویشاوندان او در روستا زندگی می‌کنند، دور از شهر.
02

خویشاوند, نزدیک

a person having kinship with another or others
01

خویشاوند, خونی

related by blood
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجه‌ناپذیر
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه