جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to jump out
[phrase form: jump]
01
پریدن بیرون, ناگهان ظاهر شدن
to suddenly and quickly move outward from a hidden or concealed position
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حرکتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
jump
زمان حال
jump out
سومشخص مفرد
jumps out
وجه وصفی حال
jumping out
گذشته ساده
jumped out
اسم مفعول
jumped out
مثالها
In the haunted house, actors dressed as ghosts and monsters would jump out to startle visitors.
در خانه جنزده، بازیگرانی که به شکل اشباح و هیولاها لباس پوشیده بودند ناگهان بیرون میپریدند تا بازدیدکنندگان را بترسانند.
02
اخراج کردن, حذف کردن
to remove a member from a criminal gang
مثالها
He decided to leave the gang voluntarily before facing the consequences of being jumped out.
او تصمیم گرفت قبل از مواجهه با عواقب اخراج شدن، داوطلبانه باند را ترک کند.



























