جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
üppig
01
پرپشت, انبوه، پر
Etwas ist reichlich, voll oder sehr viel
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am üppigsten
شکل تفضیلی
üppiger
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
In diesem Gebiet gibt es üppige Regenfälle.
در این منطقه، بارشهای فراوان وجود دارد.
02
شاهانه, اشرافی
sehr reichlich, prächtig oder luxuriös ausgestattet
مثالها
Sie lebten in einem üppig eingerichteten Haus.
آنها در خانهای پر زرق و برق مبله زندگی میکردند.



























