جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
üblich
01
رایج, معمولی
Was allgemein gebräuchlich oder normal ist
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am üblichsten
شکل تفضیلی
üblicher
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
In Deutschland ist es üblich, pünktlich zu sein.
در آلمان، معمول است که سر وقت باشید.



























