جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Zensur
01
سانسور, ممیزی
Die Kontrolle und Einschränkung von Informationen durch Behörden
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Zensur
مثالها
In manchen Ländern gibt es strenge Zensur der Medien.
در برخی کشورها، سانسور سختگیرانهای بر رسانهها وجود دارد.
02
نمره, امتیاز
eine Bewertung oder Note, die für eine Leistung vergeben wird
مثالها
Er erhielt eine gute Zensur in Mathematik.
او یک نمره خوب در ریاضیات دریافت کرد.



























