der zeitdruck
zeit
tsaɪt
tsait
druck
dʁʊk
drook

تعریف و معنی "zeitdruck"در زبان آلمانی

Der Zeitdruck
01

محدودیت زمانی, فشار زمانی

Der Stress durch wenig verfügbare Zeit 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Zeitdruck(e)s
مثال‌ها
Unter Zeitdruck arbeitet man oft schneller. 

فشار زمان اغلب باعث می‌شود افراد سریع‌تر کار کنند.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه