جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
weich
01
نرم, لطیف
Nicht hart, leicht zu drücken oder zu biegen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
weicheste-
شکل تفضیلی
weicher
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Sie hat eine weiche Stimme.
او صدای نرمی دارد.
02
رسیده
Reif oder angenehm zum Essen
مثالها
Der Käse ist weich und cremig.
پنیر نرم و خامهای است.



























