جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vorder
01
جلو, جلویی
An der Frontseite oder am Anfang befindlich
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
صرفپذیر
مثالها
Sitz auf dem vorderen Autositz.
روی صندلی جلو ماشین بنشین.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
جلو, جلویی
روی صندلی جلو ماشین بنشین.