جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
verzichten
01
ترک کردن, صرف نظر کردن
Freiwillig auf etwas verzichten
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
ver
فعل پایه
zichten
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
verzichte
سومشخص مفرد
verzichtet
وجه وصفی حال
verzichtend
گذشته ساده
verzichtete
اسم مفعول
verzichtet
مثالها
Ich verzichte heute auf Kaffee.
من امروز از قهوه صرفنظر میکنم.



























