جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unterbrechen
01
قطع کردن, وقفه انداختن
Eine Tätigkeit oder einen Prozess vorübergehend beenden
مثالها
Er unterbrach den Redner unhöflich.
او به طور بیادبانهای سخنران را قطع کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
قطع کردن, وقفه انداختن