جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
typisch
01
معمولی, رایج، معمول
Etwas, das häufig vorkommt oder charakteristisch für eine Person oder Gruppe ist
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am typischsten
شکل تفضیلی
typischer
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Diese Reaktion war typisch für ihn.
این واکنش برای او معمول بود.



























