جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Topf
01
قابلمه
Ein Gefäß zum Kochen von Essen
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Topf(e)s
شکل جمع
Töpfe
مثالها
Der Topf ist heiß.
قابلمه داغ است.
02
گلدان
Ein Behälter für Pflanzen
مثالها
Der Topf hat eine Pflanze.
گلدان یک گیاه دارد.



























