جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Technologie
01
فنآوری, تکنولوژی
Anwendung von wissenschaftlichem Wissen für praktische Zwecke
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Technologie
شکل جمع
Technologien
مثالها
Die neue Technologie hilft bei der Heilung von Krankheiten.
فناوری به درمان بیماریها کمک میکند.



























