جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Technik
01
فنآوری, تکنولوژی
Einsatz von Wissen und Maschinen zur Lösung praktischer Probleme
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Technik
شکل جمع
Techniken
مثالها
Dank neuer Technik ist das Auto sparsamer.
به لطف تکنیک جدید، خودرو مقرونبهصرفهتر است.
02
شیوه, روش، تکنیک
Bestimmte Art und Weise, etwas zu tun oder auszuführen
مثالها
Die Technik beim Zeichnen ist wichtig.
تکنیک در طراحی مهم است.



























