جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
taub
01
ناشنوا, کر
Nicht hören könnend
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am taubsten
شکل تفضیلی
tauber
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Sie kommuniziert mit Gebärdensprache, weil sie taub ist.
او با زبان اشاره ارتباط برقرار میکند زیرا ناشنوا است.



























