جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
taub
01
ناشنوا, کر
Nicht hören könnend
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am taubsten
شکل تفضیلی
tauber
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Er ist von Geburt an taub.
او از بدو تولد ناشنوا است.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ناشنوا, کر
او از بدو تولد ناشنوا است.