جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
stumm
01
بیصدا, حالت میوت (موبایل)
Ohne hörbare Geräusche oder Laut
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am stummsten
شکل تفضیلی
stummer
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Bitte stell dein Handy auf stumm.
لطفاً تلفن خود را در حالت بیصدا قرار دهید.
02
لال
Nicht in der Lage zu sprechen
مثالها
Der Patient ist seit dem Unfall stumm.
بیمار از زمان حادثه لال بوده است.



























