جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
spitz
01
نوک تیز, تیز
Mit einer scharfen oder fein zulaufenden Kante oder Spitze
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am spitzesten
شکل تفضیلی
spitzer
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Spitze Berge waren am Horizont zu sehen.
کوههای تیز در افق قابل مشاهده بودند.



























