جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
schlecht
01
بد, ناخوشایند
Von niedriger Qualität oder negativer Art
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am schlechtesten
شکل تفضیلی
schlechter
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Der Film war schlecht.
فیلم بد بود.
02
ناخوش احوال, بدحال، مریض
Sich unwohl fühlend
مثالها
Nach dem Essen war mir schlecht.
بعد از غذا خوردن، بد حال شدم.
03
خراب, فاسد
Nicht mehr genießbar oder funktionsfähig
مثالها
Mein Handy ist schlecht.
تلفن من بد است.



























