جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
schlecht
01
بد, ناخوشایند
Von niedriger Qualität oder negativer Art
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am schlechtesten
شکل تفضیلی
schlechter
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Das Wetter ist schlecht.
هوا بد است.
02
ناخوش احوال, بدحال، مریض
Sich unwohl fühlend
مثالها
Mir ist schlecht.
من احساس بد میکنم.
03
خراب, فاسد
Nicht mehr genießbar oder funktionsfähig
مثالها
Die Milch ist schlecht.
شیر خراب است.



























