جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
scheinen
01
درخشیدن, تابیدن
Licht senden, wie die Sonne
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
scheine
سومشخص مفرد
scheint
وجه وصفی حال
scheinend
گذشته ساده
schien
اسم مفعول
geschienen
مثالها
Heute scheint die Sonne den ganzen Tag.
امروز، خورشید تمام روز میدرخشد.
02
بهنظر رسیدن
Den Eindruck machen
مثالها
Das scheint eine gute Idee.
به نظر میرسد یک ایده خوب است.



























