جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
reparieren
01
تعمیر کردن
Etwas Kaputtes wieder in Ordnung bringen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
repariere
سومشخص مفرد
repariert
وجه وصفی حال
reparierend
گذشته ساده
reparierte
اسم مفعول
repariert
مثالها
Ich repariere mein Fahrrad.
من دوچرخهام را تعمیر میکنم.



























