جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Rentner
[gender: masculine]
01
بازنشسته, مستمریبگیر
Ein älterer Mann, der nicht mehr arbeitet und Rente bekommt
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Rentners
شکل جمع
Rentner
مثالها
Er ist seit fünf Jahren Rentner.
او پنج سال است که بازنشسته است.



























