جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
regional
01
ناحیهای, محلی، منطقهای
Verbunden mit oder bezogen auf eine bestimmte Gegend oder ein bestimmtes Gebiet
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
صرفپذیر
حوزه
Geografie, Kultur, Wirtschaft
مثالها
Das regionale Essen ist sehr beliebt.
غذای منطقهای بسیار محبوب است.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
regional
region



























