جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
regional
01
ناحیهای, محلی، منطقهای
Verbunden mit oder bezogen auf eine bestimmte Gegend oder ein bestimmtes Gebiet
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
صرفپذیر
مثالها
Die regionale Regierung trifft wichtige Entscheidungen.
دولت منطقهای تصمیمات مهمی میگیرد.
درخت واژگانی
regional
region



























