جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rar
01
کمیاب, نادر، کم پیدا
Selten und schwer zu finden
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am rarsten
شکل تفضیلی
rarer
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Er besitzt eine rare Münzsammlung.
او مجموعهای از سکههای نادر را در اختیار دارد.



























