جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
probieren
01
امتحان کردن, مزه کردن، آزمایش کردن
Etwas ausprobieren, um zu sehen, wie es ist oder ob es funktioniert
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
probiere
سومشخص مفرد
probiert
وجه وصفی حال
probierend
گذشته ساده
probierte
اسم مفعول
probiert
مثالها
Ich probiere das neue Gericht im Restaurant.
من در حال امتحان کردن غذای جدید در رستوران هستم.



























