جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Posten
01
پست, سمت، مقام
Eine berufliche Position oder Stelle in einer Organisation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Postens
شکل جمع
Posten
مثالها
Er hat einen wichtigen Posten in der Firma.
او یک سمت مهم در شرکت دارد.
posten
01
ارسال کردن, پست کردن، فرستادن
Etwas online stellen, z. B. in sozialen Medien oder auf einer Website
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
poste
سومشخص مفرد
postet
وجه وصفی حال
postend
گذشته ساده
postete
اسم مفعول
gepostet
مثالها
Sie postet täglich Fotos auf Instagram.
او هر روز در اینستاگرام عکس پست میکند.



























