جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Panne
01
خرابی, از کار افتادگی، مشکل فنی
Eine technische Störung oder Ausfall
مثالها
Die Panne am Auto war schwer.
خرابی ماشین جدی بود.
02
مشکل, اتفاق بد
Ein plötzliches, unerwartetes Problem
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
Pannen
شکل ملکی
Panne
مثالها
Wir hatten eine Panne auf der Reise.
ما در سفر خرابی داشتیم.



























