جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
offen
01
باز
Nicht geschlossen, zugänglich
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am offensten
شکل تفضیلی
offener
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Das Fenster bleibt offen.
پنجره باز میماند.
02
آزاد, آزادانه
Ehrlich und ohne Verstecken
مثالها
Er führt eine offene Diskussion.
او یک بحث باز را رهبری میکند.



























