جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Nerv
01
عصب, اعصاب
Teil des Körpers, der Reize weiterleitet
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Nerv(e)s
شکل جمع
Nerven
مثالها
Der Zahnarzt hat einen Nerv getroffen.
دندانپزشک یک عصب را لمس کرد.



























