جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
körperlich
01
جسمی
Mit dem Körper verbunden, nicht geistig
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
صرفپذیر
مثالها
Die Arbeit ist sehr körperlich anstrengend.
کار بسیار جسمی خستهکننده است.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
جسمی
کار بسیار جسمی خستهکننده است.