der König
Pronunciation
/ˈkøːnɪç/

تعریف و معنی "könig"در زبان آلمانی

Der König
01

شاه, پادشاه

Mann, der ein Land regiert
der König definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
König(e)s
شکل جمع
Könige
مثال‌ها
Die Menschen jubelten dem König zu.
مردم پادشاه را تشویق کردند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه