جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Kurator
01
سرپرست, متصدی، کاردار
Eine Person, die Sammlungen verwaltet, auswählt und präsentiert
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Kurators
شکل جمع
Kuratoren
مثالها
Diese Gemälde wurden vom Kurator des Louvre ausgewählt.
این نقاشیها توسط کیوریتور موزه لوور انتخاب شدند.



























