جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Konvention
01
قرارداد, پیمان، کنوانسیون
Eine formelle oder informelle Übereinkunft, die Regeln, Standards oder Traditionen
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Konvention
شکل جمع
Konventionen
مثالها
Es ist eine westliche Konvention, zur Begrüßung die Hand zu schütteln.
دست دادن هنگام سلام کردن، یک سنّت غربی است.



























