جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
jung
01
جوان, کمسن، کوچک
In frühem Lebensalter
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
jüngste-
شکل تفضیلی
jünger
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Sie ist eine junge Frau.
او یک زن جوان است.
02
تازه, نو، جدید
Erst seit kurzer Zeit existierend
مثالها
Das ist eine junge Firma.
این یک شرکت جوان است.



























