جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
insolvent
01
ورشکسته, مالباخته
Nicht in der Lage, fällige Zahlungen zu leisten
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
درجهناپذیر
صرفپذیر
مثالها
Die Firma ist seit Januar insolvent.
شرکت از ژانویه ورشکسته است.
درخت واژگانی
insolvent
solvent



























