جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Initiative
01
ابتکار
Die Fähigkeit oder der erste Schritt, selbstständig zu handeln oder etwas zu starten
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Initiative
شکل جمع
Initiativen
مثالها
Sie hat die Initiative ergriffen und das Projekt gestartet.
او ابتکار به خرج داد و پروژه را راهاندازی کرد.



























