جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hinterlassen
01
بهجا گذاشتن, گذاشتن
Nach dem Weggehen oder Tod etwas zurücklassen
مثالها
Sie hat ihre Spuren im Sand hinterlassen.
او ردپای خود را در شن به جا گذاشت.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بهجا گذاشتن, گذاشتن