جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hektisch
01
پرجنب و جوش, پرتکاپو، شلوغ، بیقرار
Mit viel Unruhe, Stress oder Eile verbunden
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am hektischsten
شکل تفضیلی
hektischer
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Nach dem Unfall wurde es hektisch auf der Straße.
پس از تصادف، وضعیت در خیابان شلوغ شد.



























