جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
harmlos
01
بیآزار, بیخطر
Ohne schädliche Auswirkungen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am harmlosesten
شکل تفضیلی
harmloser
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Unser Wellensittich ist so harmlos, dass Kinder mit ihm spielen können.
طوطی ما آنقدر بیضرر است که کودکان میتوانند با آن بازی کنند.



























