جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
gucken
[past form: guckte]
01
نگاه کردن, تماشا کردن
Mit den Augen etwas anschauen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
gucke
سومشخص مفرد
guckt
وجه وصفی حال
guckend
گذشته ساده
guckte
اسم مفعول
geguckt
مثالها
Guck mal, ein Vogel!
نگاه کن، یک پرنده!



























