جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Großvater
01
پدربزرگ
Der Vater eines Elternteils in einer Familie
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Großvaters
شکل جمع
Großväter
مثالها
Mein Großvater ist 75 Jahre alt.
پدربزرگ من 75 سال دارد.
درخت واژگانی
großvater
groß
vater



























