جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Graph
01
منحنی
Eine Darstellung von Daten mit Linien oder Punkten
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Graphen
شکل جمع
Graphen
مثالها
Der Graph zeigt die Temperaturentwicklung.
نمودار نشاندهندهٔ تحول دما است.
درخت واژگانی
autograph
graph



























