جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Gebühr
01
اجرت, شهریه، هزینه (خدمات)
Eine Zahlung für eine Dienstleistung oder amtliche Leistung
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Gebühr
شکل جمع
Gebühren
مثالها
Die Gebühr für den Sprachkurs beträgt 200 Euro.
هزینه دوره زبان 200 یورو است.



























