جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
gar
01
پخته
Ganz durchgegart
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
درجهناپذیر
صرفناپذیر
مثالها
Die Kartoffeln sind gar und können serviert werden.
سیبزمینیها پخته شدهاند و میتوانند سرو شوند.
gar
01
اصلا, به هیچ عنوان
Auf keinen Fall
اطلاعات دستوری
مقایسهناپذیر
مثالها
Das ist gar nicht richtig.
این gar اصلاً درست نیست.
gar
01
که
Alte oder poetische Variante von "dass" für Nebensätze
مثالها
Ich hoffe gar, dass du recht hast.
امیدوارم gar که حق با تو باشد.
02
واقعاً
Betont, dass etwas wahr oder besonders stark zutrifft
مثالها
Sie ist gar sehr freundlich.
او واقعاً بسیار دوستانه است.



























